همین طور که از پست های قبلی مشخصه. عادت ندارم به این شکل بنویسم.. معمولا
متن های کوتاهی از خودم رو مذارم..
مدت ها بود موضوعی ذهنم رو مشغول کرده بود... یکی دو روز پیش پیغامی رو در یاهو مسنجر از دوستی که خودش هم دیگه فعالیتی وبلاگ نویسی زیادی نداره دریافت کردم(انشاالله که خودش هم این پست رو میخونه)...ضفیه رو به فال نیک گرفتم و حس کردم لازمه در حال حاضر که کمی سرم خلوت شده این موضوع رو که مدتهاست ذهنم رو مشغول کرده مطرح کنم..!
قصد زیاده گویی ندارم...... فقط من باب تلنگر...!
4 سال پیش رو یادمه ..زمانی که با پدیده ای به نام وبلاگ نویسی آشنا شدم، و طی مدتی راهم رو در دنیای مجازی شناختم و وبلاگم به فتوبلاگ تغییر کاربری داد و بعد این وبلاگ و پیدا کردن جمعی به اسم وبلاگ نویسان بوشهر و دوستانی و البته کسانی که با هم هم عقیده نبودیم... ...
خب توی این مدت یه سری کارها و جشن ها انجام شد... یه سری وعده ها.. که باعث میشد خیال کنم اینجا و این جمع جایی هست که میشه توی اون به یک سری اهداف رسید...جمعی که به دلایل پیش پا افتاده نظیر دعواها و مشکلات شخصی افرادی خاص، بچگانه رفتار کردن تعداد کمی از افراد، از خود گذشتگی نکردن ها، جمع های خصوصی و امثال این از بین رفت.. و من که فکر می کردم وارد یک جمع فرهیخته از اجتماع شدم و میتونم به فعالیت های فرهنگی ادامه بدم در عین این که دوستان خوبی هم بدست خواهم آورد، خیلی زود متوجه شدم اشتباه میکردم...!
کاری به این حرفها ندارم.. نیومدم خاطره تعریف کنم، بلکه موضوع صحبتم خود "وبلاگ نویسی" و روی صحبتم با شماست.
طی چند سال اخیر و با رایج شدن و رشد قارچ گونه حضور افراد در شبکه های اجتماعی، وبلاگ نویسی تقریبا از بین رفت و این موضوع رو در 1 سال اخیر که خودم هم عضو این شبکه(ف.ب) شدم بیشتر حس کردم..
و حتی این سایت www.bushehrws.com (که حمتون میشناسیدش)هم که توی سالیان پیش اولین سایتی بود که چک میکردم دیگه الان فقط پر شده از به روزرسانی های خبری..!!
طبیعی هست که حضور در شبکه های اجتماعی چندین برابر ارتباط ها رو آسان تر و همچنین سریع تر کرده و خب گریزی هم ازش نیست...باید همگام با جهان پیش رفت برای دریافت اطلاعات... و شخصا هم نه تنها حضور در این شبکه ها رو اشتباه نمی دونم...بلکه همان طور که گفتم معتقدم برای عقب نیفتادن از جهان اطلاعات باید از تکنولوژی های جدید مطابق با فرهنگ، نیاز و... استفاده کرد.!
بله درسته راه سریع تر و.... تری هست ولی نباید جای حضور متقکرانه در وبلاگ ها و مطرح کردن مسائل مختلف رو بگیره..!
شخصا گاهی بود که حوصله خواندن مطالب علمی و یا سوالهایی که توی وبلاگ هامون میذاشتیم رو نداشتم.. میرفتم سراغ وبلاگ هایی که فقط خاطره نویسی بود و یا بعضا روز نوشت...! ولی اینگونه نوشتن هم دیگه نیست..!
الان تمام وبلاگ هایی که زمانی برای ارتباط با هم و آگاه شدن از عقاید هم و صحبت و تبادل نظر از اونها استفاده می کردیم، فقط یک آدرس اینترنتی رو اشغال کردن...درست مثل یه بیمار مرگ مغزی که فقط یک تخت بیمارستان رو اشغال میکنه...!!!
البته به غیر از تعداد اندکی خاص
گاهی اینجا میام و یه چیزی میذارم که فقط نشون بدم اینجا هنوز زندس...و به سرنوشت خیلی از وبلاگ های دیگه دچار نشده... میام مینوسیم که فقط بگم فراموش نکردم اینجا رو..! ولی این یادآوری فقط برای خودمه چون حتی تعداد کامنت ها هم نشون میده دیگه مثل اونموقع ها نیست.! و خیلیا ها دیگه مثا اونموقع فکر نمی کنند..!!!
من علاقه مندم دوباره وبلاگ نویسی احیا بشه.. هر چند یقینا مثل اون زمانها نمیشه ولی میشه خاطراتش رو زنده کرد..!
نظر شما چیه؟
آیا باید مرگ مغزی وبلاگ نویسی را باور کرد..!!؟
............................................................
پ.ن.1: چون میدونم خوانندگان در ف.ب بیشتر هستند، این متن رو اونجا هم مذارم... چون یقین دارم تعداد کامنت هایی که اونجا دریافت میکنم بیشتر از اینجاست.!
پ.ن.2: خیلی خودمونی موضوع رو مطرح کردم....امیدوارم بتونه کمکی بکنه.!!
پ.ن.3: تو فاصله ای که این متن رو مینوشتم چندتا وب رو سر زدم، دیدم بعضیاشون هنوز سر پا هستن..!
فقط چون به من سر نمی زدن و توی بروز رسانی اعلام نمی شد، من خبر نداشتم ..!